معنی مروست
4 بازدید
[ مَ رْ وَ ] (اِخ) از بلوکات میان شیراز و یزد، حد شمالی آن انار، شرقی شهر بابک، جنوبی هرات و غربی بوانات فارس است. مرکز آن قصبهٔ مروست و دارای ۱۲ قریه و مساحت آن ۵۰ فرسخ و جمعیتش ۲۴۱۲ تن است. (از جغرافیای سیاسی کیهان). از بلوک فارس، میانهٔ شمال و مشرق شیراز درازای آن از تاج آباد تا مزرعهٔ صحاف چهارده فرسخ و پهنای آن از دو فرسخ نگذرد از مشرق و شمال به بلوکات شهر بابک کرمان و از مغرب به بلوک بوانات و از جنوب به بلوک نی ریز محدود است. قصبهٔ بلوک نیز به نام مروست است. (از فارسنامهٔ ناصری). ولایت پارس پنج کورت است هر کورتی به پادشاهی که نهاد آن کورت به آغاز او کرده است باز خوانده اند برین جملت؛ کورهٔ اصطخر، کورهٔ دارابجرد...و شهرهاء این کوره (کورهٔ اصطخر) این است...بوان و مروست. بوان شهرکی است با جامع و منبر و مروست با آن رود، و میوه بوم است چنانک درختان آن مانند بیشه است و به اعمال کرمان نزدیک است و هواء آن معتدل است و آبهاء روان دارد و آبادان است. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۲۵).[ مَ رْ وَ ] (اِخ) دهی مرکز دهستان هرات -مروست، بخش شهر بابک، شهرستان یزد، واقع در ۹۶هزارگزی شمال باختری شهر بابک و کنار راه شوسهٔ یزد به مروست، با ۲۵۴۲ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «مروست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر