معنی مروج
5 بازدید
[ مُ ] (ع اِ) جِ مَرج. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). چمنها. چراگاهها. رجوع به مرج شود.[ مُ رَوْ وَ ] (ع ص) نعت مفعولی از مصدر ترویج. رجوع به ترویج شود. روائی یافته. (منتهی الارب).[ مُ رَوْ وِ ] (ع ص) نعت فاعلی از مصدر ترویج. رجوع به ترویج شود. روائی دهنده. (از منتهی الارب). کسی که کالاها و درمها را ترویج دهد. (از اقرب الموارد). ترویج کننده. روائی بخشندهٔ متاع و درم. آنکه سبب شود روائی و انتشار چیزی را. - مروج الاحکام؛ ترویج کنندهٔ احکام. لقبی است برای دسته ای از روحانیان که ردیف واعظ، مذکر، مسأله گو و مانند آن است. - مروج علوم؛ روائی دهنده و منتشر کنندهٔ علوم. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مروج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر