معنی مروارید بستن
5 بازدید
[ مُ رْ بَ تَ ] (مص مرکب) بندکردن مروارید: از این سو زهره در گوهر گسستن وزان سو مه به مروارید بستن.نظامی. || کنایه از خدمت و منصب نویافتن و ترقی در احوال بهم رسیدن. (برهان) (انجمن آرا) (آنندراج). || خجل شدن و خجالت کشیدن. (برهان) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «مروارید بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر