معنی مرواریدریز
5 بازدید
[ مُ رْ ] (نف مرکب) ریزندهٔ مروارید. || (ن مف مرکب) مروارید دوخته. زینت شده به مروارید: تمامت رجال و نساء و بنین و بنات ثیاب مرواریدریز که از غرت بریق و تلألؤ لآلی آن انجم لیالی میخواسته. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «مرواریدریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر