معنی واژه مرهمبها
4 بازدید
[ مَ هَ بَ ] (اِ مرکب) زری که به مجروح دهند برای درمان کردن وی. (آنندراج): ثنا گفت برکار استادشان ز مرهم بها خون بها دادشان. ملاعبداللََّه هاتفی (از آنندراج). میان ما و تو ای غیر ما جزا نشود که خون بهای تو مرهم بهای ما نشود. نادم گیلانی (از آنندراج). || حق العلاج جراح. (ناظم الاطباء).