معنی مرنعة
5 بازدید
[ مَ نَ عَ ] (ع اِ) آوازهای بازی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || فراخی. (منتهی الارب). سعت. (اقرب الموارد). || مرغزار. (منتهی الارب). روضه. (اقرب الموارد). || پاره ای از صید و طعام و شراب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || فراهم آمدنگاه از جهت خصومت و مانند آن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مرنعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر