معنی مرنج

معنی مرنج

8 بازدید
[ مَ رَ ] (اِخ) مرنگ. نام قلعه ای است در هندوستان. (برهان). قلعه ای است سرحد مسلمانی هندوستان. (اوبهی). قلعه ای است از ملک هندوستان. (جهانگیری). این قلعه محل دورهٔ دوم حبس های مسعودسعد است که به روایتی سه سال و به روایت دیگر هشت سال در عهد سلطان مسعود سوم غزنوی و ظاهراً از ۴۹۳ هجری به بعد در آنجا زندانی بوده است. حبسهای دورهٔ اول او هفت سال در «سو» و «دهک» و سه سال در «نای» بوده است : اکنون در این مرنجم درسمج بسته دیر بربندخود نشسته چو بر بیضه ماکیان. مسعودسعد. من در شب سیاهم و نام من آفتاب من در مرنجم و سخن من به قیروان. مسعودسعد. بیت ذیل نیز شاهد برای نام این قلعه است ولی آنچه در انجمن آرا و آنندراج آمده است که آن قلعه که مسعود در آن محبوس بوده قلعهٔ نای است، و شاید در این بیت خطاب به قلعه کرده (به وقف نون) گوید مرنج از شکوهٔ من.... ای حصن مرنج وای آنکس کو چون من بر سر تو باشد. براساسی نیست.

کلمات هم‌قافیه با «مرنج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید