معنی مرنان
7 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) تثنیهٔ مرن. رجوع به مرن شود. - مرناالانف؛ دو کنارهٔ بینی. (از اقرب الموارد).[ مِ ] (ع ص) نعت از رَنّة و رنین. رجوع به رنین شود. || قوس مرنان؛ کمان باآواز. (از اقرب الموارد). کمان بانگ آور. (دهار). || کمان. (منتهی الارب). کمان بلند. (دهار). قوس. (اقرب الموارد). || مرنان الفؤاد، مردمان مرده دل. (دهار).
کلمات همقافیه با «مرنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر