معنی مرموض
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) نعت مفعولی از مصدر رمض. رجوع به رمض شود. || شکم کفانیده با پوست آن در مغاکی بر سنگریزه های تفسیده زیر خاکستر گرم پخته گوسفند را. (منتهی الارب). - لحم مرموض؛ گوشت به سنگریزهٔ تافته زیر خاکستر گرم بریان کرده. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مرموض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وض» برای سرودن شعر