معنی مرمات
7 بازدید
[ مِ ] (ع اِ) مرماة. تیر پیکان گردی که بدان تیراندازی آموزند. (ناظم الاطباء). پیکان گرد که بدان تیراندازی تعلیم کنند. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به مرماة شود.[ مُ رِمْ ما ] (ع ص، اِ) جِ مرمة تأنیث مرم، نعت فاعلی از ارمام. رجوع به مُرم و ارمام شود. || بلاها. (منتهی الارب). دواهی. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مرمات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر