معنی مرقوم کردن
8 بازدید
[ مَ کَ دَ ] (مص مرکب) رقم کردن و نگاشتن. (ناظم الاطباء). نوشتن. مسطور کردن. مرقوم داشتن. رجوع به مرقوم شود.
کلمات همقافیه با «مرقوم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر