معنی مرقوم
7 بازدید
[ مَ ] (ع ص) نعت مفعولی از رقم. رجوع به رقم شود. || خطدار. (منتهی الارب). مکتوب. || نگارش یافته و نگاشته شده. (ناظم الاطباء). نوشته شده. مسطور: الف را بر اعداد مرقوم بینی که اعداد فرعند و او اصل والا.خاقانی. نه سوره از پی ابجد همی شود مرقوم نه معنی از پی اسما همی شود پیدا.خاقانی. - کتاب مرقوم؛ نامهٔ مهر کرده. (منتهی الارب): {/B وَ مََا أَدْرََاکَ مََا سِجِّینٌ ، `کِتََابٌ مَرْقُومٌ . ۱-۷۸۳:۸-۹/}(قرآن ۸۳/۸ و ۹).{/B وَ مََا أَدْرََاکَ مََا عِلِّیُّونَ ، `کِتََابٌ مَرْقُومٌ . ۱-۷۸۳:۱۹-۲۰/}(قرآن ۸۳/۱۹ و۲۰). || بیان شده و توصیف شده. || شمرده شده و در پیش ذکر شده. (ناظم الاطباء). || ثور و حمار وحش مرقوم القوائم؛ که پاهایش خطدار به سیاهی باشد. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مرقوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر