معنی مرقش
8 بازدید
[ مَ قَ ] (اِ) مرقشیشا. (فهرست مخزن الادویه). رجوع به مرقشیشا شود.[ مُ رَقْ قِ ] (ع ص) نعت فاعلی از ترقیش. رجوع به ترقیش شود.[ مُ رَقْ قِ ] (اِخ) لقب دو تن از شاعران جاهلیت عرب، یکی مرقش الاصغر، ربیعةبن حرملة، و دیگری مرقش الاکبر، عوف بن سعد.[ مُ رَقْ قَ ] (ع ص) نعت مفعولی از ترقیش. رجوع به ترقیش شود. || خال خال. خالدار. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مرقش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قش» برای سرودن شعر