معنی مرفوع

معنی مرفوع

8 بازدید
[ مَ ] (ع مص، اِ) نوعی از دویدن، و آن مصدر است چون مجلود و معقول: هذه دابة لیس لها مرفوع. (از منتهی الارب). دویدنی است کمتر از حُضر. (از اقرب الموارد). || بالاترین و سریعترین حرکت. (از اقرب الموارد). || (ص) نعت مفعولی از رفع. رجوع به رفع شود. || بلند داشته شده و برداشته شده و رفع کرده شده. (غیاث) (آنندراج). رفیع. برداشته. بلند کرده. برشده. بلند: {/Bوَ اَلسَّقْفِ اَلْمَرْفُوعِ. ۱-۳۵۲:۵/}(قرآن ۵۲/۵). || رفع شده. برطرف شده. کنارزده شده :

کلمات هم‌قافیه با «مرفوع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید