معنی مرغ بهشتی

معنی مرغ بهشتی

5 بازدید
[ مُ غِ بِ هِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) مرغی که نسبت به بهشت دارد. || کنایه از محبوب و معشوق : ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت وی مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت؟حافظ. || (اِ مرکب) پرنده ای است از راستهٔ سبکبالان و از دستهٔ دندانی نوکان . در حدود شش گونه از این پرنده شناخته شده که همه مخصوص گینهٔ جدید می باشند. قد این پرنده به اندازهٔ یک زاغ است، منقارش نسبةً قوی و پرقدرت و پنجه هایش نیز نیرومند می باشد. پهلوهای جنس نر این پرنده دارای پرهای بلند پرزرق وبرق است. دمش دارای دو استطالهٔ نخی شکل مارپیچی طویل شاخی است. جنس مادهٔ مرغ بهشتی فاقد پرهای پرزرق وبرق و استطالهٔ دمی است. غالباً پرهای پرزرق وبرق و زیبای این پرنده در هر دو جنس صورتی رنگ است ولی پرهای جنس نر دارای رنگهای سفید و زرد برّاق است. مرغ مذکور پرصدا است و لاینقطع بر روی درختان مشغول خواندن و نغمه سرایی است. بمنظور استفاده از پرهای زیبایش آن را شکار می کنند.

کلمات هم‌قافیه با «مرغ بهشتی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید