معنی مرغول کردن
6 بازدید
[ مَ کَ دَ ] (مص مرکب) تافتن. بافتن موی. مجعد ساختن موی. تجعید. (منتهی الارب). تقصیب. (المصادر زوزنی). قصابة، قصیبة؛ مرغول کرده [ موی ] . || تحریر کردن و نغمه خواندن : خدای را که ز واعظ سؤال فرمایند که با کراهت الحان چرا کند مرغول. شاه قاسم.
کلمات همقافیه با «مرغول کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر