معنی مرغوله
5 بازدید
[ مَ لَ / لِ ] (ص، اِ) به معنی مرغول است یعنی پیچ و تاب زلف و کاکل تاب خورده. (برهان). پیچ و تاب موی پیچیده. (غیاث). موی پیچیده چون موی زلف و کاکل و خط. (آنندراج). - مرغوله موی؛ مرغول موی. کسی که موی سرش مرغول باشد. مُحَبَّک الشعر. (منتهی الارب). || موی پیشانی. (برهان). || نغمهٔ پیچان و غلطان. (برهان). آواز مرغان و نوعی آواز خاص مطربان که با پیچیدگی باشد. (غیاث). مجازا به معنی آواز مرغان و نغمهٔ مطربان از جهت پیچ و تابی که در اوست. (از آنندراج). آوازی که در حلق گردانند. (نسخه ای از اسدی در کلمهٔ مرغول). تحریر: در صحن چمن چو گل فشاندند مرغولهٔ بلبلان گشودند. شیخ ابوالفیض فیاضی (از آنندراج). کنون کز سر سرو و پای صنوبر کشد مرغ مرغوله و لاله ساغر. امیدی (از آنندراج). || عیش و نشاط. || طرهٔ دستار. (برهان).
کلمات همقافیه با «مرغوله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر