معنی مرغش
10 بازدید
[ مُ غِ / مُ رَغْ غِ ] (ع ص) مرغس. به ناز و نعمت پرورنده خود را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ مَ غَ ] (اِ) مرقشیشا، که نوعی سنگ است. رجوع به مرقشیشا شود.[ مَ غَ ] (اِخ) دهی است از دهستان تبادگان بخش حومهٔ شهرستان مشهد. واقع در ۱۲هزارگزی جنوب شرقی مشهد و ۱۳ هزارگزی جنوب کشف رود. آب آن از رودخانه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ مَ غَ ] (اِخ) شهری است به شام.
کلمات همقافیه با «مرغش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غش» برای سرودن شعر