معنی واژه مرغزاری
7 بازدید
[ مَ ] (ص نسبی) منسوب به مرغزار: توسن اسب مرغزاری کز ریاضت بازماند آخور چرب مهنا برنتابد بیش از این. خاقانی (دیوان ص ۳۳۹). تا شیر مرغزاری نصرت کمین گشاد چاره ز دست روبه محتال درگذشت. خاقانی (دیوان ص ۸۴۶). و رجوع به مرغزار شود.