معنی مرعوف
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) مبتلای به رعاف. (یادداشت مرحوم دهخدا). مبتلی به خون دماغ. رجوع به رعاف شود.
کلمات همقافیه با «مرعوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر