معنی مرعث
5 بازدید
[ مُ رَعْ عَ ] (ع ص) دیک مرعث؛ خروس دارای رعثة و ریش. || صبی مرعث؛ کودک قرط و گوشواره دار. (از اقرب الموارد) (از ناظم االاطباء).[ مُ رَعْ عَ ] (اِخ) نام شاعری. (منتهی الارب). لقب بشاربن برد فارسی شعوبی است. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مرعث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عث» برای سرودن شعر