معنی مرعبة
7 بازدید
[ مَ عَ بَ ] (ع اِ) جست ناگاه که از آن بترسند، و آن چنان است که کسی با جهش نزد تو بنشیند و چون تو غافل بوده ای سبب ترس گردد. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || بیابان و هر جای ترسناک که از آن هراسی در دل افتد. (ناظم الاطباء).[ مُ عِ بَ ] (ع ص) تأنیث مرعب. رجوع به مُرعِب شود.
کلمات همقافیه با «مرعبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر