معنی مرطب

معنی مرطب

7 بازدید
[ مَ طَ ] (ع ص) سبز و تر و تازه. (ناظم الاطباء).
[ مِ طَ ] (ع اِ) مرطاب. رطوبت سنج. میزان الرطوبه. رجوع به مرطاب شود.
[ مُ طِ ] (ع ص) نعت فاعلی است مصدر ارطاب را. رجوع به ارطاب شود. || تر و نمدار. (ناظم الاطباء). || آبدار. || خرمای تازه. || خرمابن که دارای خرمای تازه باشد. (ناظم الاطباء). نخلی که موقع «رطب» آن فرارسیده باشد. (از اقرب الموارد). || مرغزاری که در آن گیاه سبز بسیار و فراوان باشد. (ناظم الاطباء).
[ مُ طَ ] (ع ص) نعت مفعولی از ارطاب. رجوع به ارطاب شود.
[ مُ رَطْ طَ ] (ع ص) نعت مفعولی از ترطیب. رجوع به ترطیب شود.
[ مُ رَطْ طِ ] (ع ص) نعت فاعلی از مصدر ترطیب. رجوع به ترطیب شود. || ترکننده. (آنندراج). کسی یا چیزی که تر می کند. (ناظم الاطباء). || در اصطلاح قدیم داروئی مرطب، ترکننده. تری دهنده. تری آرنده. رطوبت بخش. رطوبت زاینده. مقابل مجفف. ج، مرطبات : و نقوع او [ یعنی تر نهادن و خیساندن آلو ] مرطب معده است. (تحفهٔ حکیم مؤمن).

کلمات هم‌قافیه با «مرطب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «طب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید