معنی مرضعة
7 بازدید
[ مِ ضَ عَ ] (ع اِ) آنچه از آن کودک شیر میخورد. ج، مراضع. (ناظم الاطباء).[ مُ ضِ عَ ] (ع ص، اِ) زنی که پستان خود را در دهان کودک گذاشته باشد. (از اقرب الموارد). زنی شیردهنده. (دهار). ج، مرضعات، مَراضع. (اقرب الموارد). زنی که کودک غیر خود را شیر دهد. (منتهی الارب). زن شیردهنده اطفال را یعنی دایه. (غیاث) (آنندراج). دایگان. دایه. زنی که به طفلی جز کودک خود شیر دهد و بعلت رضاع بمنزلهٔ مادر نَسَبی طفل باشد و نکاح میان آنها جایز نیست. مادر رضاعی بسبب آنکه در دفعات یا ایام معین و شروط معینی طفل را شیر داده است. (از فرهنگ علوم عقلی به از شرح لمعه ج ۲ ص ۶۶). ام رضاعی. و رجوع به ام رضاعی و رضاع شود: {/Bیَوْمَ تَرَوْنَهََا تَذْهَلُ کُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمََّا أَرْضَعَتْ ... ۱-۷۲۲:۲/}(قرآن ۲۲/۲). و مرضعهٔ مشفق و قابلهٔ حاذق آورده بود. (سندبادنامه ص ۱۵۱).
کلمات همقافیه با «مرضعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر