معنی مرضع
5 بازدید
[ مَ ضَ ] (ع اِ) سر پستان و هر جایی که مکیده شود. ج، مَراضع. (ناظم الاطباء). پستان. (یادداشت مرحوم دهخدا).[ مُ ضِ ] (ع ص) نعت فاعلی از مصدر ارضاع. رجوع به ارضاع در ردیف خود شود. زن که بچهٔ شیرخواره دارد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و چون صفتی است مخصوص اناث لذا احتیاجی به تاء تأنیث ندارد. (از اقرب الموارد). ج، مرضعات و مَراضع و مراضیع. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مرضع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضع» برای سرودن شعر