معنی مرصعخوانی
6 بازدید
[ مُ رَصْ صَ خوا / خا ] (حامص مرکب) حرفهای ساخته گفتن. (آنندراج): قصهٔ افسر کیخسرو و تاج جمشید به سر خاک نشینان که مرصع خوانی است. (آنندراج). || تمهید قصه خوانی. (آنندراج): قصهٔ قبضهٔ شمشیر تو دارم به میان گوش کن گوش که رفتم به مرصع خوانی. قدسی (آنندراج). || رنگین کلامی و خوش سخنی. (آنندراج): درافشانی عرض مطلبش رفت مرصع خوانی لعل لبش رفت. اشرف (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «مرصعخوانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر