معنی مرشة
6 بازدید
[ مِ رَشْ شَ ] (ع اِ) آنچه بدان آب اندازند. (دهار). ج، مراش. (دهار). آنچه بوسیلهٔ آن آب یا مایعی را بپاشند. (از اقرب الموارد). آب پاش. || چیزی باشد که جولا آب بدان بکرباس زند. غرواش. غرواشه. لیف شویمالان و جولاهگان و آن گیاهی است که آن را مانند جاروب بندند و بدان آب و آهار و شوربا بر جامه که می بافند پاشند. (از برهان). ماله. سمه. (یادداشت مرحوم دهخدا). || آلتی مر جولاهان را که بدان پراکنده و افشان می کنند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مرشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر