معنی مرسیه
4 بازدید
[ مُ یَ ] (اِخ) شهری است از اعمال قرمونه در اندلس. (از معجم البلدان). شهری به جنوب شرقی اسپانیا. (رحلهٔ ابن جبیر). شهری است بر کرانهٔ خلیج دریای روم [ به اندلس ] جائی با نعمت. (حدود العالم). شهری است در جنوب اسپانیا با ۲۵۷ هزار تن سکنه. مرابطون در سال ۱۰۷۸ م. و موحدون به سال ۱۱۷۲ م. آن را اشغال کردند و به سال ۱۲۶۶ م. به دست اسپانیا افتاد و آن از مراکز صنعتی است. نام ناحیتی به مشرق اندلس و نام شهری بدانجا دارای صد و پنجاه و هشت هزار سکنه و محصول آن پرتقال و لیمو و پیله است. (یادداشت مرحوم دهخدا). منسوب به آن مُرسی باشد. (از الانساب سمعانی). مورسی. مورثیا.[ مُ یَ ] (معرب، اِ) نفح الطیب. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مرسیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر