معنی مرسومات
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) جِ مرسومة، به معنی مرسوم. مرسومها و مواجبها. (ناظم الاطباء). رواتب. راتبها: تا موازی ده هزار تومان جریمه و ترجمان بازیافت شده تنخواه مواجب و مرسومات قورچیان و ملازمان درگاه شد. (عالم آرا ج ۱ ص ۵۰۳). || رسومات. (ناظم الاطباء). رجوع به مرسوم شود.
کلمات همقافیه با «مرسومات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر