معنی مرسا
5 بازدید
[ مُ ] (ع مص) استوار گشتن. (تاج المصادر بیهقی). واقع شدن و ثابت گردیدن. (از اقرب الموارد). وقوع : {/Bیَسْئَلُونَکَ عَنِ اَلسََّاعَةِ أَیََّانَ مُرْسََاهََا، قُلْ إِنَّمََا عِلْمُهََا عِنْدَ رَبِّی ... ۱-۱۰۷:۱۸۷/}(قرآن ۷/۱۸۷) و نیز (۷۹/۴۲)؛ از تو دربارهٔ وقت قیامت میپرسند که کی می باشد وقوع آن، بگو که دانش آن نزد پروردگارم است.
کلمات همقافیه با «مرسا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سا» برای سرودن شعر