معنی مرزبندی
5 بازدید
[ مَ بَ ] (حامص مرکب) حاشیه بندی در باغ و باغچه و مزرعه. کردوبندی. - مرزبندی کردن؛ حاشیه های برآمده بر قطعات زمین مزروع برآوردن. (یادداشت مرحوم دهخدا). کرت پندی. کرت بندی. تقسیم کردن زمین زراعتی به قطعات کوچک.
کلمات همقافیه با «مرزبندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر