معنی مرزاب
5 بازدید
[ مِ ] (ع اِ) ناودان. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). میزاب. (اقرب الموارد). لغتی است در میزاب . (از متن اللغة). آبریز. (ناظم الاطباء). رجوع به المعرب جوالیقی ص ۳۲۶ سطر ۴ شود. || کشتی دراز. (مهذب الاسماء). کشتی دراز یا کشتی بزرگ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ج، مرازیب. || ناودانی است که آب جمع شده در کشتی به وسیلهٔ آن به دریا ریزد. (دکتر معین، اصطلاحات کشتی سدیدالسلطنة).
کلمات همقافیه با «مرزاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر