معنی مردگی
4 بازدید
[ مُ دَ / دِ ] (حامص) مرده بودن. ممات. مقابل زندگی به معنی حیات : رحمت ایزد بر او باد در مردگی و زندگی. (تاریخ بیهقی ص ۳۰۹). مردگی کفر و زندگی دین است هر چه گفتند مغز آن این است.سنائی. ای حیات عاشقان در مردگی در نیابی جز که در دل بردگی.مولوی.
کلمات همقافیه با «مردگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر