معنی مردکش
4 بازدید
[ مَ کُ ] (نف مرکب) قتّال. کشنده. که مرد کشد: به هر سو بدان آهن مردکش به مردم کشی دست می کرد خوش.نظامی.
کلمات همقافیه با «مردکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر