معنی مردمطبع
[ مَ دُ طَ ] (ص مرکب) که طبیعت مردمان دارد. انسان. جوانمرد. بزرگوار: پنداشت که او مردم طبع است و گران وقر نشناخت که او مردم پست است و سبکسار. فرخی.
کلمات همقافیه با «مردمطبع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر