معنی مردمشماری
[ مَ دُ شُ ] (حامص مرکب) مردم شناسی. || در عداد مردم بودن. رجوع به مردم شمار شود. سرشماری و تعداد مردمان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مردمشماری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر