معنی مردمآهنج
4 بازدید
[ مَ دُ هَ ] (نف مرکب) مردم کش. پایمال کننده مردمان. (ناظم الاطباء). مردگیر. مردکش. مردانداز. (آنندراج). مردم آهنگ. مردم خور. مردم خوار. مردم اوبار: سپه را برآراست خاور خدیو در اندیشه زان مردم آهنج دیو.نظامی. || (اِ مرکب) سلاحی است. رجوع به مردم آهنگ شود.
کلمات همقافیه با «مردمآهنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر