معنی مردف
6 بازدید
[ مُ دِ ] (ع ص) پس روی کننده. در پی کسی رونده. (آنندراج). کسی که دیگری را در پس خود می نشاند. (ناظم الاطباء). أردفه؛ رکب خلفه، و هو مُردَف. (متن اللغة). و رجوع به ارداف شود.[ مُ دَ ] (ع ص) ردف دار. - قافیهٔ مردف؛ آن قافیه که دارای حروف ردف باشد و ردف عبارت است از الف یا واو یا یائی که پیش از حرف روی آید، مثلاً مار، بار؛ عور، نور؛ سیر، شیر. که نوع اول را مردف به الف و نوع دوم را مردف به واو و نوع آخر را مردف به یاء گویند. رجوع به رِدف در این لغت نامه و نیز رجوع به المعجم و حدائق السحر شود.[ مُ رَدْ دَ ] (ع ص) ردیف آورده شده. - شعر مردف؛ شعری که دارای ردیف باشد و ردیف یک یا چند کلمه است که پس از قافیه در آخر هر بیت تکرار شود، مانند کلمهٔ «می بینم» در آخر مصراعهای اول و مصراعهای زوج این غزل حافظ: در خرابات مغان نور خدا می بینم این عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم... الخ رجوع به ردیف در این لغت نامه و رجوع به المعجم شود.
کلمات همقافیه با «مردف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دف» برای سرودن شعر