معنی مردانداز
6 بازدید
[ مَ اَ ] (نف مرکب) مردافکن. قوی. پرزور: باده ای بود سخت مردانداز شد حسابی ضرورت از آغاز. اوحدی (جام جم ص ۳۷).
کلمات همقافیه با «مردانداز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر