معنی مردارخور
5 بازدید
[ مُ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب) مردارخوار. رجوع به مردارخوار شود: آری مثل به کرکس مردارخور زنند سیمرغ را که قاف قناعت نشیمن است. سعدی.
کلمات همقافیه با «مردارخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر