معنی مرخشه
6 بازدید
[ مَ رَ شَ ] (ص) نحس. (لغت فرس اسدی) (اوبهی) (رشیدی) (انجمن آرا). شوم. (انجمن آرا) (برهان قاطع) (رشیدی). نامبارک. (برهان قاطع): آمد نوروز و نو دمید بنفشه بر ما فرخنده باد و بر تو مرخشه. منجیک (از لغت فرس). || (اِ) رنگ رزی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مرخشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر