معنی مرحوض
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) ثوب مرحوض؛ جامهٔ شسته. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). رحیض. (متن اللغة) (اقرب الموارد). || خوی کرده. (منتهی الارب). تب داری که عرق کرده است . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «مرحوض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وض» برای سرودن شعر