معنی مرحمة
6 بازدید
[ مَ حَ مَ ] (ع مص) بخشودن. (دستور الاخوان) (منتهی الارب) (زوزنی) (ترجمان علامه جرجانی ص ۸۷). مهربانی کردن. (منتهی الارب). رقت آوردن و عطوفت کردن. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). بخشائیدن. غفران. (از اقرب الموارد). رحمت. (متن اللغة). رحَمت. رُحم. رُحَم. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || (اِمص) مهربانی. (مهذب الاسماء). رحمت. (اقرب الموارد). ج، مراحم.
کلمات همقافیه با «مرحمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر