معنی مرحباگو
7 بازدید
[ مَ حَ ] (نف مرکب) خوشامدگو. که به خوشی پذیرا شود. که با خوشروئی پذیرائی و دعوت کند: چه آیم بر پی مردان عالم کز آن سر مرحباگوئی ندارم.خاقانی. || مشوق. که تحسین و تشویق کند. که مرحبا و بارک اللََّه و آفرین گوید.
کلمات همقافیه با «مرحباگو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گو» برای سرودن شعر