معنی مرجل

معنی مرجل

5 بازدید
[ مَ جَ ] (ع اِ) جِ رَجُل. (متن اللغة). رجوع به رَجُل شود. || جِ راجل. (منتهی الارب). رجوع به راجل شود.
[ مُ جِ ] (ع ص) امرأة مرجل؛ زن که همه پسر زاید. (منتهی الارب). زنی که همه فرزندانش پسر باشند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). مُذکِر. (اقرب الموارد).
[ مَ جَ / مِ جَ ] (ع اِ) نوعی از چادرهای یمنی. (منتهی الارب). برد یمنی. (اقرب الموارد) (متن اللغة).
[ مِ جَ ] (ع اِ) دیگ مسین بزرگ. (غیاث اللغات). دیگ رویین. (دستورالاخوان). دیگ سنگین یا دیگ مسین. (منتهی الارب). قِدر. (اقرب الموارد). دیگی که از سنگ تراشیده باشند یا دیگی که از مس ساخته باشند. یا آنچه که بدان غذا پزند اعم از دیگ یا جز آن. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). ج، مراجل :
[ مُ رَجْ جَ ] (ع ص، اِ) چادر نگارین. چادر که در آن صورتهای مردان باشد. (از منتهی الارب). بردی که بر آن تصویرهائی چون صورت مردان باشد. معلم. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || مشک که از یک پای سلخ آن کرده باشند. (از منتهی الارب). مشکی که آن را از یک پای پوست کنده باشند. (از تاج العروس) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مشکی که از طرف دو پای آن سلاخی شده باشد. (از متن اللغة). || مشک پر. زقّ ملآن. (از متن اللغة). مشک پر شراب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || ملخ که آثار بالهای وی در زمین دیده شود. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || موی شانه زده. شعر ممشوط. (از متن اللغة).
[ مُ رَجْ جِ ] (ع ص) قوی و استوار گرداننده. (ناظم الاطباء). رجل الشی ء، قوّاه. (متن اللغة). نعت فاعلی است از ترجیل. رجوع به ترجیل شود. || کسی که فروهشته گرداند موی را تا میان. فروهشته و مرغول گرداند آن را. (آنندراج). رجل الشعر؛ سرحه و مشطه. (متن اللغة). رجوع به ترجیل شود.

کلمات هم‌قافیه با «مرجل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید