معنی مرثیتگو
5 بازدید
[ مَ یَ ] (نف مرکب) که اشعار مرثیه گوید. که در عزای مرده شعر سراید و صفات و محامد او برشمارد. مرده ستا: سلامت نزد ما دور از شما مُرد دریغا مرثیت گوئی ندارد.خاقانی.
کلمات همقافیه با «مرثیتگو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گو» برای سرودن شعر