معنی مرتکی
4 بازدید
[ مُ تَ کا ] (ع اِ) محل اعتماد و کسی که بر آن اعتماد کنند. معتمد. امین. بااعتبار. (ناظم الاطباء). معول. نعت مفعولی است از ارتکاء. رجوع به ارتکاء شود. || معاون. (ناظم الاطباء). رجوع به معنی قبلی شود.[ مُ تَ ] (ع ص) همیشه و برجای. (منتهی الارب). دائم و ثابت. مراکی. (متن اللغة) (از اقرب الموارد). || اعتماد کننده: انا مرتک علی کذا؛ یعنی اعتماد کننده ام بر وی. ما لی مرتکی الا علیک؛ نیست مرا اعتمادی مگر بر تو. (منتهی الارب). معتمد. نعت فاعلی است از ارتکاء. رجوع به ارتکاء شود.
کلمات همقافیه با «مرتکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر