معنی مرتعه
5 بازدید
[ مَ تَ عَ ] (ع اِ) چراگاه. مرتع. چمن زار: او نمی دانست کاندر مرتعه از کلاب آمد ورا این واقعه.مولوی. رجوع به مرتع شود.
کلمات همقافیه با «مرتعه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عه» برای سرودن شعر