معنی مرتشی
6 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) رشوه گیر. رشوه خوار. رشوه خواه. پاره ستان. پاره گیر. رشوت ستاننده. رشوت ستان. نعت فاعلی است از ارتشاء. رجوع به ارتشاء شود: خوش کننده است او خوش و عین خوشی بی خوشی نبود خوشی ای مرتشی.مولوی.
کلمات همقافیه با «مرتشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر