معنی مرتزق
15 بازدید
[ مُ تَ زَ ] (ع ص، اِ) هر چیز که از آن نفع بردارند. (منتهی الارب). هر چیزی که بدان منتفع شوند. (از اقرب الموارد). رزق. روزی. (یادداشت مرحوم دهخدا). || آنکه از قوت و غذا و جز آن بهره مند شود. (از متن اللغة). روزی خوار. جیره خوار. روزی مند. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به مرتزِق شود.[ مُ تَ زِ ] (ع ص) مرسوم گیرنده. روزی یابنده. (آنندراج). || وظیفه دار. مرسوم دار. (فرهنگ فارسی معین) (ناظم الاطباء). علوفه دار. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از ارتزاق. رجوع به ارتزاق شود.
کلمات همقافیه با «مرتزق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زق» برای سرودن شعر